مناسبت هاپیشنهاد روز

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ۳

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ۳

•°﴾﷽﴿°•

متن شعر:
با گل و غنچه‌ی تو دیدی در و دیوار چه کرد؟
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟
کپشن‌های آماده قابل استفاده:
روضه‌ی در و دیوار، از قدیم‌الایام دلیل آشفتگیِ انسان‌های آزاده‌ست. قلوب مومنان همیشه اندوهگین و عزادارِ این روضه‌ست. همینطور، بسیار سفارش شده برای سبک‌تر شدنِ غمِ دلِ صاحب‌الزمان توی ایام فاطمیه، صدقه پرداخت بشه‌.
این محصول، با طراحی گرافیکی، سعی کرده است این مفهوم غم را یادآوری کند که در ادامه، تایپوگرافی شعر، حق مطلب را ادا کرده است. ابعاد این محصول مناسب استوری و پست شدن در فضای مجازی می‌باشد.
ادبی ۱:
از قدیم الایام چادر مادر، حکم پناه و امید ما را داشته؛
چادری که تمامی کائنات جیره خورش هستند و در آتش سوخته است؛
آتشی که توسط دستانی برافروخته شدند که همواره قرآن، متبرکشان می‌کرد‌ و قرار بود آیه‌های کوثر را بسوزانند؛
و آیه‌های کوثری که پر پر شد تا شفاعت و عاقبت به خیری را برای ما به ارمغان بیاورد…
۱. ادبی۲:
In my heart, I feel that every created thing carries a soul of its own.
Even a simple piece of glass may be destined to shine within a clock
that hangs upon the sacred walls of a holy shrine.
But then I wonder about the wood
that was forced to burn the blessed home of Hazrat Zahra (AS).
How did those wooden pieces not weep?
How did they bear their fate in silence?
If only they had cried,
their tears could have drowned the flames
that hurt the Lady of Light. 😞
۲. عامیانه، ترجمه متن ادبی ۲:
من معتقدم حتی اجسام هم شخصیت دارن. مثلا اون شیشه‌ای که انتخاب شده توی ساعتی کار بشه که قراره توی حرم امام رضا علیه‌السلام نصب بشه، مرتبه‌ی بالاتری از بقیه‌ی شیشه‌های دنیا داشته. و هر موقع به ماجرای کوچه فکر می‌کنم، از خودم می‌پرسم: اون میخی که روی اون دیوار بوده، از وجود خودش خجالت نمی‌کشیده؟ یا مثلا اون چوب‌هایی که تبدیل به هیزم شدن و آتش کشیدن چادر حضرت رو، چرا به گریه نیفتادن و با اشک‌های خودشون آتش رو خاموش نکردن؟!
۴. شعر:
تنی که سوخته باشد به آب حساس است
چنین تنی به رخ آفتاب حساس است
مریض نیمه شب از سوز درد می نالد
اگرچه خواب ندارد به خواب حساس است
کسی که دلخوشی اش کنج بستر افتاده
سلام اگر بدهد بر جواب حساس است
تمام چادر مادر به کوچه خاکی شد
به خاک چادر او بوتراب حساس است
کسی که پشت در خانه در خطر بوده
به آتش و به در و اضطراب حساس است
همیشه پنجه دست شکسته مادر
به وزن دسته این آسیاب حساس است
اگرچه سوخت ولی چادرش نیفتاده
یقین که مادرمان بر حجاب حساس است
پس از گلی که میان فشار در بوده
علی همیشه به بوی گلاب حساس است
وجبرئیل که بیت علی بهشتش بود
به خانه و به بنای خراب حساس است
_مهدی نظری

دریافت عکس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا